بیچاره آنها که به حرفهای شما اعتماد کردند

25/01/2012 at 2:12 am Leave a comment


 اگر اوایل انقلاب به یک نفر برچسب ساواکی میزدند  خیلی خیلی محترمانه  تر بود تا آن که به اون  آدم بگن فراماسونر!!  . به هر حال بدون این که مردم کوچه و بازار بدونند فراماسونر یعنی چی ( اطلاعی از معنای آن داسته باشند )  از این  سازمان برداشتی فرا زمینی داشته  و به همین دلیل  بسیاری از  مدیران ارشد نظام شاهنشاهی  با برچسب  فراماسونر اعدام شدند . وقتی به خارج از کشور مهاجرت کردم در گوشه و کنار مراکزی را دیدم  که سر در آنها با  نشانه های سازمان فراماسونر آزین شده بود  و برای من  عجیب بود که در  کشورهای غربی هر کسی  میتوانست  به راحتی  به این سازمان بپیوندد  و در مراکز آن به شکل علنی رفت و آمد کند! در حقیقت عضو فراماسونر بودن آن قدر ها که در ذهن مردم عملی شیطانی و مستحق مرگ قلمداد میشد نبوده و به عبارتی    اطلاعات ما از  فراماسونر ها با واقعیت آن فرسنگها فاصله داشت.  این موضوع ساده یکی از نشانه ها بر  این مدعا  است که قضاوت کردن نیاز به اطلاعات صحیح دارد ،  شاید  به همین دلیل در صده های قبل شخص  قاضی از میان افراد مسن و دنیا دیده انتخاب میشدند   چرا که   در آن دوره فقط  دنیا دیدگان میتوانستند آدمهای مطلعی باشند ! و پیشینیان ما  در اثر تجربه میدانستند که آدمهای مطلع ، فرایند تفکر را بهتر انجام میدهند ودر نتیجه   بهتر قضاوت   میکنند !.

  تعریف تفکر از نظر بعضی فلاسفه  فرآیند رسیدن به یک مجهول از طریق رابطه چند معلوم است به این معنا که هر کس  باید برای رسیدن به جواب یک سوال ( و یا نتیجه گیری )  اول معلوماتی در زمینه سوال داشته باشد  . به مثال زیر توجه کنید .

فرض کنید  جمشید  در طی زندگی یاد گرفته است که آدمهای قد بلند سریعتر از کوتاه قد ها میدوند

همچنین جمشید میداند که انسانهای  ورزیده  و ورزشکار حتما  میتوانند  سریعتر از آدمهای  معمولی بدوند

حال اگر از طرف برگزار کنندگان یک مسابقه دو میدانی  به جمشید پیشنهاد بدهند که او قرار است با یک  آدم ورزیده و قد بلند مسابقه  دو  بدهد، او  میتواند از اطلاعات خود استفاده کرده  و نتیجه بگیرد که در این مسابقه بازنده خواهد بود .

البته اگر جمشید آدم دقیق و باهوشی  باشد قبل از تصمیم گیری  برای شرکت در این مسابقه در مورد رقیب خود تحقیقات مقدماتی و بیشتری خواهد کرد  به عنوان مثال  او از برگزار کننده  سوال خواهد کرد که آیا رقیب او در عین حال که ورزشکار و  ورزیده و قد بلند است   چند سال از جمشید مسن تر است؟  ! و آیا از سلامت کامل جسمی برخوردار است ( آیا مثلا یک پای او لنگ نیست ! ؟ ) بعد از داشتن این اطلاعات جمشید میتواند با دقت تصمیم بگیرد که آیا  با شرکت در این مسابقه  شانسی برای مسابقه دارد یا نه . باز هم اگر جمشید خیلی آدم دقیقی باشد منافع  و ضرر های شرکت در این مسابقه را در نظر میگیرد و کمی هم به شانس و اقبال و احتمالات فکر میکند  مثلا جمشید  در نظر میگیرد که شاید رقیب او در هنگام مسابقه مثلا  سکته کند  و از ادامه باز بماند ( جمشید این شانس کم را هم در نظر میگیرد ) و یا حتی  شاید اقبال با او یار بود و رقیب او در هنگام مسابقه با برخورد یک صائقه ! از پای در آید ! جمشید اگر علم ریاضیات  و احتمالات را خوانده باشد میتواند دقیق محاسبه کند که  احتمال این که رقیب او سکته کند و یا صائقه او را در هنگام مسابقه از پای در آورد چقدر است. به هر حال هرچه جمشید مطلع تر و با هوش تر باشد تصمیمی دقیق تر میتواند اتخاذ کند !

این مثال ساده را میتوان به همه مسائل  مختلف که به تصمصم گیری نیاز دارد بسط داد و به راحتی ادعا کرد که  هر چه انسان اطلاعات  صحیح تر و بیشتری در یک زمینه  داشته باشد جوابهای بهتر و صحیح تری میتواند  برای سوالات خود پیدا کند .

فاجعه آن جایی اتفاق میافتد که افراد ناآگاه و کم اطلاع در یک زمینه  در مقام مدیران بالادست یک مملکت قرار بگیرند و برای  سرنوشت  کل و یا قسمتی از یک جامعه تصمیم بگیرند . اگر در سالهای اولیه انقلاب مردم ( و افرادی مانند آقای خلخالی که احکام اعدام را صادر و اجرا میکردند )  میدانستند که  مثلا عضو فراماسونر بودن به  چه معنا است! به راحتی تن به اعدام افراد به جرم فراماسونر بودن نمیدادند. از طرفی این کاملا واضح است که این فقط قضاوت نیستند که نیاز به داشتن اطلاعات درست دارد بلکه همه افراد جامعه برای مشارکت در تصمیم گیری ها و یا قضاوت در مورد تصمیمات اتخاذ  شده از طرف مدیران بالا دست خود ، نیز  نیاز به داشتن اطلاعات درست و دقیق  دارند.

چندی پیش ! رئیس  بانک مرکزی در ایران در یک مصاحبه مطبوعاتی  قیمت واقعی دلار را بسیار پایین تر از ۹۰۰ تومان تخمین زدند  و احمدی نژاد که رئیس دولت و مسئول کارهای اجرایی کشور ایران است  در یک نطق آتشین!  با حالت  تمسخر دلار آمریکا  را کاغذ پاره ای خواند که ارزشش کمتر از ۹۰۰ تومان است.  به این فکر میکردم که بیچاره آن دانشجویی که بر اساس  حرف رئیس بانک مرکزی و دلار کمتر از ۹۰۰ تومان رئیس دولت  برای درس خواندن  در یکی از دانشگاههای خارج از کشوربرنامه ریزی کرده است . حالا برای پرداخت شهریه دانشگاه خود با مشکل مواجه است.

چندی پیش یکی از فرماندهان سپاه از قدرت و توان   نظامی ایران در بستن تنگه هرمز و نابودی اسرائیل طی ۱۱ روز سخن رانده بود و اشاره کرده بود  که ناوهای آمریکایی جرات بازگشت به تنگه هرمز را نخواهند داشت .  همانطور که امروز ۹۰۰ تومان برای دلار رقمی خندن دار به نظر میرسد  مردم کوچه بازار با مشاهده  رژه  ناوهای اروپایی و آمریکایی در آبراه های خلیج پارس به سخنان این فرمانده سپاه  میخندند . واژه فرمانده  در  ارتش،  هم وزن و هم تراز واژه  “قاضی”  در سیستم قضا است !  به سختی میتوان امیدوار بود که فرمانده ای که سخنانش باعث خنده مردم کوچه و بازار است در شرایط سخت و سرنوشت ساز جنگی تصمیمات درست اتخاذ کند.

Entry filed under: اجتمائی. Tags: .

داریم برمیگردیم به صدر اسلام یک گوسفند میخریدند به یک سکه ! قربون مدیران اقتصادی کشور عزیزم برم که همه چیز رو به حالت اول برگردوندن

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تعداد بازدید

  • 75,454 بازدید

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 53 other followers

آخرین نظرات


%d bloggers like this: